و تو فقط لبخند زدی

سلام به خدای خوب و خوشگل و مهربون خودم

گفتم از مهربونی، گفتم از محبت، گفتم از عشق، گفتم از ..

و تو فقط لبخند زدی، 

نوازش دست‌های گرمت را بر شانه‌هایم حس می‌کنم.

و به حرف‌های کودکانه‌ام که برایت از چیز‌های که تو سرشار از آنها بودی و من تازه حس‌شان می‌نمودم لبخند می‌زدی...

تو خود مهر بودی، محبت بودی، عشق بودی، پدر بودی، مادر بودی ....

آری من هیچگاه تو را جبار ندیدم،

هیچگاه تو را قهار ندیدم،

هیچگاه تو را ...

تو مهربونی

خوشگلی

و خوب

دوست دارم هوارتا......

/ 16 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سجاد

منو كشته خودموني بودنت فكر ميكني جملاتت اثر گذارن جز چند تا دختر بچه كه عاشق سهراب سپهري هستن هيچ ادم عاقلي اين نوشته ها رو باارزش نميدونه نوشته خودت رو با كلام اخوان ثالث مقايسه كن ببين چي داري ميگي براي ماندگار بودن با يد بزرگ فكر كرد

سایه

[لبخند].... ممنون عزیز ....مشتاق دیدن خانومت و کوچولوت هستم .... از طرف من بهش بگو تو این دوران سخت همه جوره می تونه رو من حساب کنه .... البته نه فقط به خاطر این که این جریان پیش اومد .... بلکه جدای امیر من یه دوست اشک کوچولوی خیلی خوب داشتم و البته دارم .[گل]

ریحانه

ممنون از حضورت [گل] ______ امروز را برای بیان عشق به عزیزانت غنیمت بشمار ، شاید فردا احساسی باشد، اما … عزیزی نباشد!

علی

با سلام آفرین آفرین ارتباط قشنگت با خداوند آدمی رو به وجد و شور می آره تبریک می گم امیدوارم همیشه همین ارتباط زیبا رو حفظ کنی . موفق باشی اگر به کلبه ام آمدی خیلی خوشحال خواهم شد.

امیر

چطوری اشک کوچولوی من؟ ... جیگر خودت و خدا جونت رو برم [پلک][گل]

رادفرد

سلام عاشقانه های زیبایی است. عاشقانه عارفانه. این نوع راز و نیاز با خداوند خلاقیت زیادی مستتر دارد در خود. خیر پیش باشد انشالله

حنانه

عمو از این که وبلاگتونو دیدم خیلی خوشحال شدم.داشتن عمویی تا این حد نزدیک به خدا و با قلبی چنین ژاک چیزیه که نصیب هرکسی نمی شه.[پلک]ممنون از عمو امیر که این شانس رو بهم داد.[نیشخند] بی صبرانه می خوام خاله و بچه تونو ببینم.[لبخند]

سیما

خوش به حال خدای تو....

سیما

خوش به حال هر دوی شما:)

امید

سلام. شما هم امتحان کنید برای خدای خودتون نامه بنویسید. مطمئن باشید خدا حرفاتونو میشنوه منم تو وبلاگم برای خدا نامه مینویسم یه سری به وبلاگم بزنید.